299قول باشد كه گويندۀ يكى مشخص و ديگرى نامعلوم باشد، قولى را مىپذيرند كه گويندهاش نامعلوم است؛ زيرا گمان مىبرند كه شايد گفته امام معصوم باشد.
شيخ شيعه حر عاملى به اين ضعف انتقاد مىكند و مىگويد: «اينكه مىگويند بايد فرد ناشناختهاى در آن باشد عجيب است، چه دليلى بر آن دارند و چگونه مىدانند گوينده آن معصوم است؟». 1
پاسخ
عين عبارت مرحوم حر عاملى در كتاب مقتبس الاثر، كه اين پرسش را با استناد به آن نقل كرده است، چنين است:
حديث في اول الروضة عن الصادق (ع)
انّ حجية الاجماع من مخترعات العامة وجعلوه وسيلة الى غصب الخلافة ثم الى اثبات كل باطل ارادوا... 2
حديثى در اول كتاب روضه [جلد 8 كافى] از امام صادق(ع) نقل شده كه مىفرمايد: حجيت اجماع، از اختراعات و ساختههاى اهل سنت است كه آن را وسيلهاى براى غصب خلافت قرار دادند و پس از آن هم، هر كار باطلى را خواستند انجام دهند، اجماع را وسيله تحقق خواستههاى خودشان قرار دادند.
همانطور كه ملاحظه مىفرماييد مرحوم شيخ حر عاملى اجماع را بهطور كامل قبول ندارد و آن را ساخته و پرداخته اهل سنت مىداند، اما علماى اصولى شيعه مىگويند اگر علما بر يك مسئلهاى اتفاق كنند، حجت و معتبر است، ولى برخى گفتهاند اگر فردى مخالف آن اتفاق پيدا شود اگر شناخته شده باشد، مخالفت آن يك فرد به اجماع ضرر نمىزند، اما اگر مخالف ناشناخته باشد چه بسا آن فرد امام معصوم بوده كه مخالفت كرده. از اين رو، براى حجيت اجماع مضر است. اينگونه مطالب يك بحث