295را درك كرده باشد، عادل و باتقوا نمىدانيد؛ مانند ابوجهل، ابولهب، عبدالله بن ابى، سر دسته منافقان و ساير كفار و منافقانى كه در مكه، مدينه، طائف و... محضر رسولخدا(ص) را درك كردهاند.
آيا بنابر عقيده شما به هركس، اعم از منافق و كافر و مسلمان، كه محضر پيامبر(ص) را درك كرده باشد، مىتوان اعتماد كرد و او را فردى عادل و باتقوا دانست؟
وقتى شما مىگوييد:
«ارتد الناس بعد رسول الله (ص)
عن الاسلام» 1؛ «مردم پس از رسولخدا(ص) از اسلام مرتد شدند». انتظار داريد، بگوييم هركس رسول خدا(ص) را ديده عادل و باتقوا است؟ در حالى كه جز افراد وارسته و به حقيقترسيده، توفيق درك محضر مهدى(ع) را در زمان غيبت پيدا نمىكنند و اين مطلب، دليل برترى امام زمان(عج) بر رسولخدا(ص) نيست، بلكه شرايط غيبت آخرين ذخيره الهى، چنين اقتضا مىكند كه هر كسى به حضورش راه نيابد، همچنانكه از ميان انبياى الهى فقط برخى به حضور حضرت خضر رسيدهاند كه يكى از آنها حضرت موسى(ع) است كه در سوره كهف به آن اشاره شده است.
158. شيعه و رد روايات منقول از صحابه
مىگويد: شيعيان روايت كسى كه امامى از ائمهشان را قبول نداشته باشد را رد مىكنند و روايتهاى اصحاب را به همين دليل قبول نمىكنند، اما با روايات راويان فرق ديگر اينگونه رفتار نمىكنند. شيخ شيعه حر عاملى مىگويد: «شيعه اماميه به روايتهاى فطحيه و واقفيه و ناووسيه عمل مىكنند». پس چگونه است كه شيعه روايتهاى آنها را قبول مىكنند، اما با اصحاب پيامبر(ص) چنين نيستند؟