2713. معيار حق و باطل از نظر شما، اشخاص است نه آنچه رسول خدا(ص) بيان فرموده است. در تمام گفتههايتان بر كسانى تأكيد داريد كه تنها مقام آنها، وابستگى نسبى يا سببى به رسول خدا(ص) است هرچند با معيارهاى ارزشى سازگار نباشد و حتى از كارهاى حرام آنها چشمپوشى مىكنيد.
آنگاه كه حارث بن حوت (حوط)، در باطل بودن رهبران «جمل» ترديد كرد، على(ع) به او فرمود:
انَّك نَظَرتَ تَحتَك وَ لَم تَنظُر فَوقَك فَحِرتَ، انَّك لَم تَعرِفِ الحَقَّ فَتَعرِفَ مَن اتاهُ وَلَمتَعرِفِ الباطِلَ فَتَعرِفَ مَن اتاهُ. 1
اى حارث تو زير پاى خود را ديدى و به بالاتر از خودت نگاه نكردى تو حق را نشناختى تا بفهمى چه كسانى اهل آن هستند و باطل را نيز نشناختى تا بدانى چه كسانى در باطل قرار گرفتند.
شايد اين گفتار على(ع) اشاره باشد به اينكه تو به ظاهر دنيا نگاه مىكنى، در نتيجه عدهاى را برتر تصور مىكنى و گمان مىكنى آنها حق هستند. اما اگر متوجه بالاتر از خود يعنى خدا و رسول خدا بودى و آنها را ملاك قرار مىدادى مىفهميدى كه چه كسى حق است و چه كسى باطل.
شما علماى وهابيت روش حارث را پيش گرفتهايد نه راه حقشناسى را.
اما اينكه شيعيان در تشخيص حق و باطل، على(ع) را ملاك قرار دادهاند به دليل روايتهاى متعددى است كه رسول خدا(ص) در آن، على(ع) را معيار حق و باطل معرفى فرموده است. اهل سنت نيز نقل كردهاند كه رسول خدا(ص) با اشاره به على(ع) مىفرمود: «
الحق مع ذا، الحق مع ذا » 2؛ «حق با ايشان است، حق با ايشان است».