181در تفسير البحر المديد آمده كه: «
انمّا كان لمصلحة و قد ابيح لها ». 1 در اين گفتار حضرت ابراهيم(ع) مصلحتى بود كه گفتن اين دروغ، براى آن مصلحت مجاز بود.
چگونه است كه حضرت ابراهيم(ع) بنابر مصلحت مجاز به دروغ گفتن است، اما اهلبيت رسول خدا(عليهم السلام) از سر مصلحت، مجاز به تقيه نيستند؟
در تفسير التحرير و التنوير آمده است: «عذرى بود كه براى ابراهيم مجاز بود تا او را ترك كنند». 2 پس چرا اهلبيت رسول خدا(عليهم السلام) براى رهايى از حاكمان جبار بنىاميه و بنىعباس مجاز به تقيه نباشند؟
بسيارى از تفاسير اهل سنت، دروغ را براى حضرت ابراهيم در اين موضع مجاز دانستهاند؛ از جمله: تفسير بحر العلوم، التفسير الحديث، تفسير القرآن العظيم ابن كثير، التفسير المظهرى، التفسير الوسيط.
چگونه اهل سنت براى حضرت ابراهيم(ع) دروغ مصلحتى را جايز مىشمارند، اما براى اهلبيت رسول خدا(عليهم السلام) تقيه را مجاز نمىدانند و آن را خلاف عصمت اهلبيت(عليهم السلام) تعبير مىكنند؟
در بعضى ديگر از تفاسير مانند تفسير بيان المعانى و التفسير المنير و... آمده است: «حضرت ابراهيم منظورش از مريضى، ناراحتى قلبى بود كه بهخاطر كفر و عناد و بتپرستى قومش داشت يعنى حضرت ابراهيم(ع) توريه نمود». 3
چگونه براى حضرت ابراهيم(ع) توريه (دو پهلو حرف زدن) جايز است، اما براى اهلبيت رسول خدا(عليهم السلام) تقيه نارواست؟
در تفسير الوسيط للقرآن الكريم آمده است: