78
المسلمين، فجاهد عنهم و هو يجول بالراية و ينادي: (يا محمّد، يا محمّد، يا نصر الله انزل). 1
همانا عبيدة بن جراح خواست كه به سوى حلب حركت كند، هزار سواره را با كعب بن ضمره جلو فرستاد. چون آنها به نزديك حلب رسيدند يوقنا با پنج هزار سواره با آنان درگير شدند، و آنان با يكديگر تا دم مرگ جنگيدند و مسلمانان يقين به پيروزى و غنيمت پيدا كردند كه ناگهان دشمنان از پشت بر آنان كمين زده و همگى بر مسلمانان حملهور شدند؛ مسلمانان به سه دسته متفرق گشتند؛ دستهاى از آنها فرار كرده و دستهاى ديگر كمين گرفته تا دوباره حمله كنند، و دسته سوم با كعب بن ضمره قصد جنگ با يوقنا و همراهيانش را كردند، و كعب بن ضمره راه را بر مسلمانان بست و به تنهايى جهاد مىكرد و پرچم را حركت مىداد و فرياد مىزد: اى محمد! اى محمد! اى يارى خدا فرود آى».
6. ابن سعد در كتاب «الطبقات الكبرى» از عبدالرحمان بن سعد نقل
كرده كه گفت:
كنت عند ابن عمر، فخدرت رجله فقلت: يا ابا عبدالرحمن! ما لرجلك؟ قال: اجتمع عصبها من هاهنا. قال: قلت: ادع احب الناس اليك. قال: يا محمّد! فبسطها. 2
نزد ابن عمر بودم كه پايش بىحس شد، گفتم: اى اباعبدالرحمان!