77
وقال: يا رسول الله! قلتَ سمعنا قولك و وعيتَ عن الله سبحانه ما وعينا عنك، و كان فيما أنزل عليك: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً)، و قد ظلمت نفسي و جئتك تستغفر لي. 1
همانا مردى اعرابى بعد از سه روز از دفن پيامبر(ص) به مدينه آمد و خودش را بر قبر حضرت انداخت و از خاك قبر او بر سر ريخت و عرض كرد: اى رسول خدا! گفتى و ما گفتهات را شنيديم و از جانب خداى سبحان گرفتى چيزى را كه ما از تو اخذ نموديم و از جمله آنها آيهاى است كه بر تو نازل شد: (و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم كردند [و فرمانهاى خدا را زير پا گذاردند] به نزد تو مىآمدند واز خدا طلب آمرزش مىكردند وپيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد، خدا را توبهپذير ومهربان مىيافتند). و من به نفسم ظلم كردهام، و آمدهام براى من طلب آمرزش نمايى.
5. واقدى در كتاب «فتوح الشام» مىنويسد:
انّ ابا عبيدة بن الجراح اراد المسير الي حلب، و بعث الف فارس مع كعب بن ضمرة طلائع، فلمّا بلغوا قريباً من حلب حمل عليهم يوقنا مع خمسة آلاف فارس و قاتل الجمعان قتال الموت، و قد ايقن المسلمون بالظفر و الغنيمة، اذ طلع عليهم الكمين من ورائهم و اكبوا عليهم جميعاً؛ فافترق المسلمون ثلاث فرق؛ فرقة منهم منهزمة و فرقة قصدت قتال الكمين و فرقة مع كعب بن ضمرة قصدت قتال يوقنا و من معه، و كعب بن ضمرة قلق علي