62جرئت نداشتم كه شكمبه را از روى شانه حضرتش بردارم. پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) همچنان در حال سجده بود و سر از سجده برنمىداشت تا اينكه مردى به حضور حضرت زهرا( عليها السلام ) شتافت و جريان را به عرض رسانيد. حضرت فاطمه (عليها السلام) درحالىكه از شنيدن اين سخن به شدت ناراحت شده بود، آمد و آن را از روى دوش حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله)برداشت و آنها را شماتت و ملامت كرد. 1
در تمامى گرفتارىهايى كه براى پيامبر پيش مىآمد، تنها كسى كه مىآمد پدر را دلدارى مىداد و زخمهاى او را مداوا مىكرد فاطمه زهرا بود. اگر آنها نيز دختر رسول خدا بودند، شايسته بود كه آنها نيز فاطمه را در دفاع از پدر يارى كنند.
بعد از جنگ احد كه صورت نبى مكرم زخمى شده بود،رقيه و امكلثوم كجا بودند كه همانند فاطمه بيايند و زخمهاى پدر را شستوشو دهند؟!
مگر نه اينكه به قول آنها آن دو نيز دختران پيامبر بودند؛ پس چرا هيچ نوع رابطهاى بين پيامبر و دختران ديگرش نقل نشده است؟!
2. در قضيه مباهله كه پيامبر تمام بستگان درجه