114اما آنجا كه گفته است: «صحابه، مصحف را به همان ترتيبى كه از
پيامبر(ص) دريافت كرده، نگاشتهاند، بىآنكه اندكى با آن مخالفت داشته باشد»، موضوعى است كه هيچيك از روايات گذشته بر آن دلالت ندارد. تنها آنچه مسلّم است، اين است كه روايات دلالت دارد آنها متن آيات را براساس بيّنه ثبت كردهاند و در اين روايات به چگونگى ترتيب آياتى كه بهگونهاى پراكنده نازل شده، اشارهاى نيست. آرى، در روايت گذشته ابنعباس از عثمان، مطلبى است كه اشارهاى به اين معنا دارد. اما مطلبى كه در آن روايت وجود دارد اين است كه رسول خدا(ص) به بعضى از كاتبان وحى دستور رعايت ترتيب را مىداد، و اين مطلب غير از آن است كه اين موضوع را به همه صحابه اعلام كند. افزون بر اينكه آن روايت با روايات گردآورى نخست و احاديث نزول بسم الله و غير آن، مخالفت دارد.
همچنين آنجا كه مىگويد: «پيامبر(ص)، اين ترتيب موجود را در مصاحف كنونى ما، به دستور جبرئيل و وحى آسمانى به صحابه ياد داد»، گويى به حديث گذشته عثمانبنابىالعاص در مورد آيه: إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ ؛ «خداوند به عدالت و نيكى فرمان مىدهد». (نحل: 90) اشاره دارد. با اينكه از مطالب گذشته پىبرديد كه حديث يادشده، تنها يك حديث، و آن هم درخصوص جاى يك آيه است. پس چنين موردى، ارتباطى به جاى همه آيات پراكنده ندارد.
اما سخن آنان كه مىگويند: «قرآن در لوح محفوظ به همين ترتيب نوشته شده است و خداى متعال آن را به آسمان دنيا فرو فرستاد، سپس به هنگام نياز، آن را بهتدريج نازل كرد...»، به روايت مستفيضى اشاره