17بود، اما براى امحبيبه محنت شديدى را به همراه آورد؛ زيرا در آنجا همسر او عبيدالله كه به خاطر اسلام به حبشه هجرت كرده بود، اسلام را رها كرد و نصرانى شد و بر آيين نصرانيت از دنيا رفت. 1
امحبيبه ماجراى مرتد شدن شوهرش را چنين گزارش كرده است: در خواب، شوهرم عبيدالله را ديدم كه در بدترين حالت و زشتترين وضعيت بود. با نگرانى از خواب برخاستم و در اين انديشه بودم كه چرا حال شوهرم تغيير يافته است. صبح آن روز عبيدالله نزد من آمد و گفت: من در دين خود تجديدنظر كرده و به اين نتيجه رسيدهام كه هيچ دينى بهتر از نصرانيت نيست؛ دينى كه پيش از آن نيز بدان گرايش داشتم. من خواب خود را براى او نقل كردم و گفتم: هيچ خيرى در تو نيست.
عبيدالله پس از مرتد شدن، تمام تلاش خود را براى بازگرداندن امحبيبه به كار بست؛ اما امحبيبه از درخواست شوهر مرتدش سرپيچى كرد و بر اسلام خود استقامت ورزيد. 2