712. از امورى كه مصلحت و مفسده جامعه اسلامى به آنها بستگى دارد، آگاهى داشته باشد. (عصمت از خطا در شناخت مصالح و مفاسد)
علامه جوادى آملى درباره چگونگى تحقق عصمت عملى مى نويسد:
انسان در نشئه وهم و خيال، بافته هاى خود را بر يافته هاى عقل عرضه مىكند و آن را مشوب مى سازد و اين تفكر مشوب، با جهل، سهو و نسيان آميخته خواهد بود. ولى اگر در حرم عقل ناب به سر برد و از دسترس وهم و خيال رهيد، معصوم خواهد بود؛ زيرا در حرم عقل، نه شيطان درونى وهم و خيال راه دارد و نه شيطان بيرونى (ابليس) ... بنابراين، كسى كه به مقام اخلاص علمى و شهودى رسيد، در مسائل علمى، حدوثاً و بقائاً مصونيت دارد؛ چيزى را بد نمى فهمد و در فهميده ها نيز اشتباه و شك نمى كند. 1
متكلمان شيعى به عصمت عملى و علمى امام توجه داشته و آن را در امام شرط دانسته اند. شيخ صدوق به عصمت انبيا، رسولان، امامان و ملائكه اعتقاد داشت و معتقد بود كه در هيچ حالى به نقص، معصيت و جهل متصف نمىشوند. 2
شيخ طوسى مى گويد:
امام از اول تا آخر عمرش در آنچه مى گويد يا انجام مى دهد و يا ترك مى كند، معصوم از سهو و نسيان است؛ زيرا اگر امام مرتكب معصيت شود اعتماد قلبى مردم نسبت به او از بين مى رود و اگر قائل به جواز سهو و نسيان امام شويم، در نتيجه اعتماد به خبرهاى امام از بين مى رود و هدف از نصب امام باطل مى شود. 3