142چيزى كه مطلوب او نيست توجه كند، خود را از بزرگترين خطاكاران مى داند. خداوند توفيق رسيدن به درجات محبان را روزى ما سازد. 1
علامه طباطبايى
ايشان در اينباره مى گويد:
چشم دشمن، بهويژه اگر در حال غضب باشد، همه اعمال نيك را هم بد و ناپسند مىبيند و بر عكس، چشم دوست، بهويژه وقتى كه در دوستى به حد شيفتگى رسيده باشد، جز حُسن و كمال نمىبيند، تا آنجا كه تمامى اراده خود را صرف در خدمت به دوست مىكند. بلكه كارش به جايى مىرسد كه كوچكترين غفلت از محبوب را گناه مىشمارد؛ چون به نظر او ارزش خدماتش به دوست به مقدار توجه و مجذوبيتى است كه نسبت به او دارد و چنين معتقد است كه يك لحظه غفلت از دوست و قطع توجه به او، مساوى است با ابطال طهارت قلب. حتى چنين كسى اشتغال به ضروريات زندگى، از قبيل خوردن و آشاميدن و امثال آن را گناه مىداند؛ زيرا فكر مىكند گرچه اين كارها ضرورى است و آدمى ناگزير از اشتغال به آن است، ليكن هريك از آنها بدان علت كه كارى اختيارى است و اشتغال به آن، اشتغال اختيارى به غير محبوب و دورى اختيارى از اوست، گناه و مايه انفعال و شرمندگى است. بنابراين مىبينيم كسانى را كه از شدت عشق يا از بزرگى مصيبتى كه به آنها روى مىآورد، چنان از خود بىخبر مىشوند كه از اشتغال به خوردن و نوشيدن و امثال آن خوددارى مىكنند. 2