141از بازگشت، گريه و زارى دارد و خويش را به واسطه محروم شدن از اين مقام عالى، مجرم و مقصر مى داند.
3. با توجه به اينكه كمالات، علوم و فضايل آنها از فضل خداست، وقتى از يك سو به نفس خويش مى نگرند و از سوى ديگر به اين مقام و حالت توجه مى يابند، فضل پروردگار و ناتوانى خود را مىبيند و آنگاه با عباراتى اقرار مى كنند كه اشاره به صدور معصيت و گناه دارد. مضمون اقرار آنها اين است كه مى گويند: «خدايا! اگر توفيق تو نبود گناه مى كردم و اگر هدايتت نبود به خطا مبتلا مى شدم».
4. از آنجا كه امامان پيوسته در مقام رشد كمالات و صعود به درجات والاى معرفت به خدا و ساير امور سعادتبخشاند، وقتى به معرفت پيشين خود و عملى كه بر اساس آن انجام دادهاند، توجه مىكنند به تقصير خود اعتراف مىنمايند و توبه مى كنند و ممكن است بتوان اين فرمايش پيامبر اكرم(ص) را كه فرمود: «من در هر روز هفتاد مرتبه استغفار مى كنم»، بر همين معنا حمل كرد.
5. از آنجا كه امامان در عالى ترين درجه معرفت پروردگارند، هر عملى را كه حتى با تمام كوشش خود انجام دادهاند، لايق پروردگار خويش نمى بينند و طاعات خود را معصيت مى انگارند و از آنها استغفار مى كنند، همانگونه كه گناهكار استغفار مىكند.
مرحوم مجلسى در ادامه مى نويسد:
هر كس كه از جام محبت، جرعهاى نوشيده باشد، از پذيرفتن مطلبى كه ذكر شد، ترس ندارد. عارف محب و كامل وقتى به غير محبوب خود بنگرد يا به