115حال كه قرآن داراى چنين ويژگىهايى است، پس آنچه كنار آن قرار گرفته و همتاى آن معرفى شده است، بايد در عناصر محورى كمال با آن اشتراك داشته و خالى از خطا و اشتباه باشد. اگر چنين نباشد، پيامبر(ص) وظيفه هدايتگرى خويش را انجام نداده و به جاى هدايت بشر، آنها را به انحراف كشانده است. با مراجعه به قرآن مى بينيم كه خداوند، قرآن را اينگونه توصيف مى كند:
( لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ) (فصلت: 42)
هيچگونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشتسر، به سراغ آن نمىآيد؛ چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است.
حال كه قرآن داراى چنين جايگاهى است، پس اهل بيت پيامبر(ص) نيز كه در كنار قرآن و همتاى آن قرار گرفته و يكى از «دو ثقل» معرفى شدهاند، بايد داراى عصمت باشند.
شهيد مطهرى مى نويسد:
همين حديث «كتاب الله و عترتى» عصمت را هم بيان مى كند؛ زيرا پيغمبر مى فرمايد: «دين را از اين دو منبع بگيريد». پس همانطور كه قرآن، معصوم است؛ يعنى در آن خطا وجود ندارد، آن ديگرى هم معصوم است. محال است كه پيغمبر به اين قاطعيت بگويد بعد از من دين را از فلان شخص بگيريد، ولى آن شخص، برخى از سخنانش اشتباه است. 1