70وهر كس از بندگى خدا استنكاف كند واستكبار ورزد، زود است كه آنان را براى ]محاسبه[ به سوى خود محشور نمايد.
پاسخ
اوّلاً: شرك و غلو مسيحيان در الوهيت بوده نه در عقيده به علم غيب حضرت عيسى(ع)؛ همانگونه كه آيه فوق به آن اشاره دارد آنجا كه مىفرمايد: إِنَّمَا اللّٰهُ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ و مىدانيم كه ذات مستجمع جميع صفات جمال وكمال يكى بيش نيست. ولى از آنجا كه نظام عالم نظام اسباب ومسبّبات است. لذا خداوند، فعل وتدبير خود را به توسط اسباب ايجاد مىكند كه يكى از اسباب فرشتگان مىباشد، و گاهى نيز سلطهاى غيبى به توسط اوليائش به واسطۀ اذنش انجام مىگردد كه اين امر غلو به حساب نمىآيد؛ چرا كه به اذن و مشيت و تدبير الهى است.
ثانياً: از اينكه مىفرمايد: لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلّٰهِ وَ لاَ الْمَلاٰئِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ استفاده مىشود كه مسيحيان معتقد به معبوديت حضرت عيسى(ع) بودهاند واين شرك در الوهيت است.
ثالثاً: همانگونه كه قبلاً اشاره شده اصل غيب از آنِ خداست و پيامبرش را از آن مطلع ساخته است.
شبهه سوم: شرك بودن عقيده به علم غيب اوليا
برخى گمان مىكنند كه اگر معتقد به علم غيب براى پيامبر(ص) يا اولياى الهى شويم لازم مىآيد كه بين خداوند متعال و آنان مساوات قائل باشيم همانگونه كه مشركان مىگفتند: إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعٰالَمِينَ ؛ «ما شما را با پروردگار عالميان مساوى مىدانستيم». (شعراء: 98)