66عجلى، يعقوببن شيبه، محمّدبن سعد، ابنجرير ونسائى او را توثيق كردهاند. 1
- زاذان؛ وى از مشاهير تابعين به شمار مىآيد كه مسلم وابوداوود وترمذى ونسائى وابنماجه در صحاح خود از او روايت نقل كردهاند. ذهبى او را ثقه معرفى كرده است. 2
2. ابن مغازلى شافعى به سند خود از سلمان نقل كرده كه گفت: از حبيبم محمّد(ص) شنيدم كه مىفرمود:
من وعلى نورى بوديم نزد خداوند عزّوجلّ، آن نور، خداوند را تسبيح وتقديس مىنمود هزار سال قبل از آنكه خدا آدم را بيافريند. پس هنگامى كه خداوند آدم را آفريد آن نور را در صلب او قرار داد. دائماً آن نور در يك جا بود تا آنكه ما در صلب عبدالمطلب از همديگر جدا شديم. پس در من است نبوت ودر على است خلافت. 3
3. ونيز به سندش از جابربن عبدالله انصارى نقل كرده كه فرمود: روزى رسولخدا(ص) در عرفات بود وعلى(ع) در مقابل او، حضرت به او فرمود: «اى على! نزديك من بيا، اى على! من وتو از يك درخت آفريده شديم. جسم تو از جسم من آفريده شده است...». 4
4. حاكم نيشابورى به سند خود از جابربن عبدالله نقل كرده كه