140يا مراد خزينههاى تمام عالم است كه (به وسيله پيامبر(ص)) براى مردم به مقدار استحقاقشان ظاهر كرد، پس همانگونه كه در عالم خزائن ظاهر بود كسي كه (پيامبر) به دستانش كليد است به اذن خداي فتاح همان را به كسي كه خواست ميدهد. همانگونه كه اختصاص داد پيامبرش را به اعطاي كليدهاي خزينههاي نعمتها، پس خارج نمىشود از آن عالم غيب چيزى مگر با دستان وى.
وى همچنين مىگويد:
خيّره بين ان يكون نبيّاً عبداً أو نبياً ملكاً، فاختار الأول و ترك التصرف في خزائن الأرض، فعوض التصرف في خزائن السماء بردّ الشمس بعد غروبها و شق القمر، و رجم النجوم، و اختراق السموات، و حبس المطر و ارساله، و ارسال الرياح و امساكها، و تظليل الغمام، و غير ذلك من الخوارج. 1
خداوند مخيّر ساخت او را بين اينكه پيامبر باشد و عبد يا پيامبر باشد و پادشاه، اولي را اختيار نمود و تصرف در خزينههاي زمين را رها كرد، و در عوض تصرف در خزائن آسمان را اختيار كرد. از اين رو، خورشيد را بعد از غروبش ردّ نمود، و شقّ القمر كرد و ستارهها را رجم نمود، و آسمانها را پاره كرد، و باران را قطع و يا فرستاد، و بادها را فرستاد يا قطع نمود و ابرها را سايه خود قرار داد، و غير اين امور از اتفاقاتي كه از او صادر شد.
ابونعيم از عبادة بن صامت نقل كرده كه گفت:
خرج علينا رسول الله(ص) فقال: انّ جبرائيل اتاني فبشرني انّ الله