264گذاشت. خدا كند كه ذخيره آخرت اين روسياه باشد، و آمرزيده و رستگار باشد و به من بعد از مردن ملحق شود، و من به سادات و موالى خود ملحق شوم. به كلّى از دنيا ملول و دلتنگ شدهام، بعد از فقدانها [!]. الحمدلله على كل حال و أسأله الصبر على البلايا فى جميع الاحوال.
گلپايگان شهرى است مشتمل بر بازار مفصل طويلى بالنسبه؛ و خرابه بسيار دارد و مناره يك لنگى در آن ديده [322] شد. كسى گفت سابقاً اينجا آتشكده بوده و اين بنا در زمان كيقباد شد. مسجد جامعى دارد. گنبد آن از بناهاى خيلى قديم است و مدرسه دارد و از همه جور نعمت و متاعى در آن يافت مىشود. و رودخانه وسيعى دارد كه اين اوقات آبى نداشت. شوره آبى مىگذشت. يك شب و نصف روزى در آن متوقف بوديم. در نهايت حزن و ملالت.
خوانسار
روز چهارشنبه بيست و پنجم [جمادى الاولى] يك ساعتى بيشترك به صبح مانده، از گلپايگان حركت كرديم. چهار فرسخ از قرار مذكور آمديم. اول ظهر يا خردهاى مانده به ظهر رسيديم به خوانسار. در حسينيه آن كه تكيه طويلى است و مشتمل بر غرفههاى فوقانى و تحتانى است، منزل كرديم. راه امروز خيلى مغشوش و سنگلاخ بود، و آب زياد در همه جا بود كه از توى آنها گذشتيم. يك فرسخ و نيم بلكه زيادتر به خوانسار مانده، به آبادىها و باغهاى زيادى در طرف راست و چپ راه گذشتيم كه همه وصل به هم بود تا خود خوانسار، و نهرها و آبها از ميان و كنار مىگذشت و همه در كوه و دامنه كوه واقع است. و همچنين خود خوانسار و باغها و عمارتهايش در كوه و دامنه كوه واقع است. خيلى باصفا و خوش آب و هوا است.
و مسجدى بسيار ظريف و خوبى دارد. در جنب همان تكيه كه حوض بسيار خوبى در وسط دارد كه آب جارى در آن مىگذرد، و شبستان خوبى دارد، و چند بقعه در آن ديده شد. و بازارش هم بد نيست. فى الجمله مفصل و مطول است، و همه جور صنف و كسبى و متاعى در آن پيدا مىشود، و بالنسبه به گلپايگان به نظرم آبادتر آمد، و خرابه يا ندارد يا خيلى هم كمتر دارد. بسيار شبيه است به قهرود از حيث وضع و آب و هوا. هلوى سفيد خوبى آنجا بدست آمد. خيلى لطيف و پرآب بود.