257چهارم كه يكشنبه و دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه باشد و روز پنجشنبه پنجم و روز جمعه ششم و روز شنبه هفتم و روز يكشنبه هشتم و روز دوشنبه نهم و روز سه شنبه دهم و روز چهارشنبه يازدهم كه سينزده روز تمام باشد، در كرمانشاه متوقف بوديم. اصفهانىها تماماً روز يكشنبه عصرى رفتند. ما مانديم تا مكارى ديگرى كه مشهدى رحيم و مشهدى حسن سه دهى باشند، پيدا شدند، با آنها حركت كرديم. اين مدت رفقاى آنجا كه ايلخانى محمد عليخان و قليخان و محمدخان كرمانشاهى و عبدالله خان كرمانشاهى و حسين خان همدانى و جناب آقا محسن كرمانشاهى پسر عمو و پسر خاله جناب شيخ عبدالرحيم مرحوم باشد ملاقات كرديم، و چند تاى ديگر كه اسمشان خاطرم نيست. جناب آقا ابوالقاسم همدانى پسر مرحوم حاجى محمد سعيد را نيز آنجا خدمت رسيديم كه از همدان سه چهار ماهى بود آنجا آمده بودند، همه روز يا خدمت ايشان بوديم يا ايشان منزل ما بودند.
چند دفعه با ايشان رفتيم به گردش باغ شاهزاده محمدعلى ميرزا و مسجد او كه در جنب باغ است كه شيخ مرحوم - اعلى الله مقامه - [310] در آن نماز كردهاند، و مسجد جمعه كه نيز در آنجا نماز فرمودهاند، و مسجد عمادالدوله و باغ منصورالسلطنه را در خدمت ايشان تماشا كرديم دو حمام آنجا را هم رفتم. يكى حمام آقا كه چرك كرديم؛ و يكى حمام رجب عليخان كه غسل كرديم. حمام دويم بسيار پاكيزه و وسيع بود. دو شب و يك روز بلكه سه شب در خانه سركار قليخان مهمان بوديم. يك شب در خانه جناب آقا ابوالقاسم. از آب و هواى آنجا از بس بد بود، ميرزا رضا ناخوش شد كه الحال هم ناخوش است.
دو كتاب از مرحوم شيخ على پسر مرحوم شيخ - اعلى الله مقامه - در خانه جناب آقا محسن زيارت كردم. يكى نهج المحجه كه در اثبات امامت و مثالب و بدع مخالفين نوشته بود، و ديگرى مختصرى در نصرت والد ماجد خود در اعتقاد به معاد جسمانى؛ بسيار خوب نوشته بود. جزاه الله خير الجزاء و افضل الجزاء و اوفر الجزاء.
بيستون و صحنه
روز پنجشنبه دوازدهم بعد از نماز صبح از كرمانشاه حركت كرديم. شش فرسخ راه آمديم. بعد از ظهرى رسيديم به بيستون. در كاروانسراى سلطانى منزل كرديم.