256كرديم براى هارونآباد. شش فرسخ بود تا آنجا، و چند جا به آبادى و قهوهخانه گذشتيم، و از چند آب گذشتيم. دو بيشتر از روز برآمده رسيديم. در سكوى خانهاى منزل كرديم. ديشب شب بسيار سردى بود. پوستين بسيار مطلوب بود. خيلى عجز از سردى سر مال پيدا كرديم.
در اينجا مرحوم رضا قليخان سرتيپ - رحم الله عليه - بازار و چارسو و دكاكين متعدد بسيار خوبى مقابل در كاروانسراى شاه عباسى ساخته. حيف اينكه خراب شده، چند دكانش الحال داير است، و كسبه در آنها بيع و شرا مىكنند. و عمارتى هم وكيلالدوله كرمانشاهى مقابل پل و بازار ساخته، آن هم بد عمارتى نيست؛ اما آن هم خرابى پيدا كرده، نهر آب خوبى مقابل اين بازار و عمارت مىگذرد. ميوه اينجا كه در بازار مىفروختند، خربوزه و هندوانه و انگور و گلابى ريزه بود. اما همه [308] گران. نانش هم كم بود. ماست گرانى هم داشتند. اهل بىمروت كمفروشى دارد. خوب مردمانى نيستند. در بالاخانه عمارت وكيلالدوله، الحال عيال محمد عليخان ايلخانى برادر مرحوم رضا قليخان منزل دارد. شبها را گفتند خودش مىآيد اينجا و روزها در خانه خودش كه نزديك به اينجاست منزل دارد. و الحال در كرمانشاهان است، به جهت ديدن حاكم كه اقبالالدوله باشد رفته.
ماهى دشت
روز پنجشنبه بيست و هفتم [ربيع الثانى] آمديم به ماهى دشت. در خانه كردى منزل كرديم. تا آنجا شش فرسخ راه بود. شب از آنجا رفتيم به كاروانسرا و پيش از صبح از آنجا بار كرديم براى شهر. گفتند: ماهى دشت اسم بلوك است و كسى گفت دو هزار و پانصد پارچه ملك دارد.
كرمانشاه
روز جمعه بيست و هشتم از ماهى دشت چهار فرسخ راه آمديم. ظاهراً بعد از ظهر رسيديم به كرمانشاهان. در كاروانسرايى، اما در خلوت آن در حجره فوقانى منزل كرديم. آقا محمد ابراهيم طهرانى را حين الورود ملاقات كرديم.
روز شنبه بيست و نهم و روز اول ماه جمادى الاولى [1316] و روز دويم و سيوم و