248زمين يكى شده بود، و بعضى جاها را مردم كنده بودند كه آجر يا چيز ديگر بيرون آورند. گفتند سابقاً در زمان خلفا، سامره تا اينجاها بوده، و همه خراب شده. خيلى مايه عبرت بود، براى هر كه بخواهد عبرت بگيرد.
عصر بعد از صرف چاى مشرف شديم به حرم محترم. خدمه كه در حقيقت ظَلَمهاند در رواق و حرم را گرفته بودند، و پول به سختى هر چه تمامتر گرفتند و گذاشتند كه داخل شويم.
روز سه شنبه يازدهم [ربيع الثانى] در سامره مشرف بوديم. صبح بعد از غسل مشرّف شديم به حرم محترم، و سردابه مقدسه. دم سردابه الحمدلله از بنديها آزارى به ما وارد نيامد. همه نبودند. يك نفرى بود، به او جزئى داديم؛ اما پيش از ظهر بعد از مراجعت از حرم گرفتار تذكرهچىهاى ملعون شديم. به ناحق سه هزار به سختى از حقير گرفتند. خدا آنها را به همه لعنتهاى خود لعنت كند كه چنان عاجز شدهام از دادن اين وجههاى بى حاصل كه به تقرير و تحرير نمىآيد.
در اينجا بعد از مراجعت از حرم، به آخوند كرمانى رسيدم. قدرى مرا گردش داد، برد به مدرسهاى كه جناب ميرزا ساخته بودند، و خانههاى ايشان را نشان داد. گفت: ايشان بيست سى دست خانه و دكانهاى بسيار و دو حمام در اينجا دارند، و اين مدرسه را نيز ايشان ساختهاند، با جسرى كه روى شط است؛ والله العالم.