202شود. ديشب طعام رشته بسيار خوبى با خرماى فراوان ميرزا رضا پخته بود.
روز سه شنبه هفدهم [محرم]در مدينه طيبه بوديم. ديشب هم شب خنكى بود. روز هم بد نبود. نوعاً هواى اينجا بهتر از مكه معظمه بود. هم شبهايش و هم روزهايش؛ ولى اجناسش نوعاً از آنجا گرانتر است. كانّه قحطى است. نزديك هيچ چيزش نمىشود رفت مگر گوشتش كه قيمت مكه است. مىگويند امسال چنين شده و الاّ سالهاى ديگر از مكه ارزانتر بود. رفقاى تركى كه پيدا كرده بوديم كه بسيار مردمان مهربانى بودند، امروز بنا بود از سمت دريا حركت كنند. ما را هم مىگويند فردا حركت مىكنيم. ميرزا رضا الحال رفته بازار، برنج و روغن و مايحتاج راه را بخرد. پول ابداً نداشتيم. يك ليره كه عبارت از پنج تومان عجم باشد، از حاجى ميرزا رفيع نايينى قرض كرديم. خداوند بزودى برساند كه از خجالت ايشان بدرآييم.
روز چهارشنبه هجدهم در مدينه طيبه بوديم. ديشب و امروز نوعاً هوا گرمتر از پريشب و ديروز بود. امروز بنا بود [222] حركت به بيرون كنيم. حاجى جاسم عصرى آمد گفت، فردا صبح زود مىرويم بيرون، و صبح جمعه ان شاءالله حركت مىكنيم. الحكم لله و الامر اليه و ما تشاءون الاّ أن يشاءالله.
معطلى حملهدارها در اينجا به جهت عربهاى حربى است. وجه گزافى از بابت باج راه از مكه تا مدينه مىخواهند. مدعىاند كه اين راهها و چاهها ملك ماست و از زمان پيغمبر - صلى الله عليه و آله - تاكنون راه گذارها، باج اين راه را به ما مىدادهاند، بلكه مدعىاند كه آن جناب اين قرار را دادهاند. بسيار مردمان خبيث سمج سختى هستند. از شرّ جمّالهاى آنها از مكه تا مدينه به عذاب بوديم. الحمدلله كه مستخلص شديم.
صبح به خيال آنكه امروز حركت مىكنيم غسل كرديم و رفتيم خدمت ائمه بقيع - عليهمالسّلام - و به روضه منوره و زيارت كرديم و سلام وداع را هم خوانديم و مرخص شديم. عصرى معلوم شد كه به تأخير افتاده، خدا خواسته بود دفعه ديگر مشرّف شويم. الحمد لله على آلائه و له الشكر على نعمائه.