201- عليهمالسّلام - و سر قبر شيخ امجد - اعلى الله مقامه - بعد آمديم به منزل. زنها آب و جاروب خوبى كرده بودند. خيلى صفا داده بودند. روزى دو دفعه يكى صبح يكى عصر آب و جاروب مىكنند. هوا شب بسيارخنك، بلكه تا از مكه بيرون آمدهايم تا حال چه در راه و چه در مدينه غالب شبها اين قدر خنك بود كه بى بالاپوش نمىشد بخوابى. نماز صبح با آب دست بركه مىكرديم و پشه هم شبها ابداً نبود. بعضى روزها هم خنك بود هواى اين سمتها [220] دخلى اين اوقات به سابق ندارد.
حمله ملخها به مدينه
روز يكشنبه پانزدهم [محرم] در مدينه طيبه بوديم. على الصباح اولا مشرف شديم خدمت ائمه بقيع - عليهمالسّلام - و سر قبر شيخ امجد اوحد - اعلى الله مقامه - بعد به روضه مطهره. بعد از طرف بازار آمديم به منزل. هواى امروز پر گرم نبود. باد خنكى مىآمد. بعد از ظهر قريب يك ساعت ملخ بسيارى آمد كه هوا را تاريك كرد. ندانستم به كجا رفتند و كجا مأمور بودند. كسى گفت بسيارى به همين مدينه ريختهاند و بعضى رفتهاند.
روز دوشنبه شانزدهم [محرم] در مدينه طيبه بوديم. ديشب بسيار شب خنكى بود. گمانم از شبهاى ديگر خنكتر بود. امروز هم خوب هوايى بود. باد خوبى مىآمد. حاجىهايى كه بنا بود از طرف دريا بروند، امروز عصر كوچ كردند به سر يك فرسخى. از قرار مذكور قريب هزار حاجى مىشوند. از جمله آنها حاجى حسن معمار اصفهانى يزد آبادى بود. آمد خداحافظ كرد و روانه شد. امروز ميرزا رضا يك چشمش درد گرفته زياد مايه كسالت خودش و حقير شده. خدا به حق اجداد طيبين - صلوات الله عليهم اجمعين - خودش شفاى عاجل عنايت فرمايد.
عمده خوف از اين راهى است كه در پيش است و از آفتاب و گرما و حركت عنيف و سرنشين بودن و دوا و غذا و طبيب نبودن. ولى خدا و ائمه هدى - عليهمالسّلام - هستند و آنها چاره سازند و بس. صبح به حسب مرسوم مشرف به مشاهده مشرفه شديم و از طرف بازار و ميدان مراجعت كرديم. قدرى سركه بسيار خوب در اثنايى كه مىآمديم خريديم. ناهار را نان و سركه و نعناع خوردم. بسيار غذاى خوبى بود. نزد حقير از اين مطعومات معموله بهتر بود. امشب را بنا شد چلو و خورشت آلو طبخ