147مىرفت و چيزى مىخورد. خانههاشان از بيرون پيدا است؛ چرا كه ديوارى ندارد و چنانچه ذكر شد حظيره از چوب يا آهن دارد.
گفتند تجار ايرانى در اينجا خيلى هستند كه كسب و تجارت مىكنند. نخل خرما كه كوچك بود و بار نمىداد، چند تا ديدم. در آن سماور مفضض 1 تركىِ تركى در آن بسيار است. حاجى محمد تقى و حاجى فنيخ هر كدام يك دانه خريدند به هفت تومان. خيلى خوب چيزى بود. مال كمين نوعاً اينجا فراوان است!.
امروز كه روز دوشنبه بيست و يكم [شوال] است، نيز در باطوم بوديم. منتظر آمدن كشتى هستيم. متصل حاج زياد مىشوند، و هر شبى و هر روزى جمعى مىآيند. قهوهخانه ما ديگر جايى ندارد، در قهوهخانههاى ديگر مىروند. مىگويند يك كشتى فردا كه سهشنبه است مىآيد و روز چهارشنبه مىرود و كشتى ديگر روز چهارشنبه مىآيد و پنجشنبه مىرود. اين حاجىهايى كه جمع شدهاند بعضى از اهل سبزوار و دهات سبزوارند، و بعضى از اهل نيشابور و دهات آن، و بعضى تركند، مردمان مقدّسى هستند، و بعضى از اهل مازندراناند. تركها اظهار وثوقى به حقير مىكنند. متصل مىآيند مسأله مىپرسند از مناسك حج و غيرها سؤال مىكنند. مىخواهند نماز جماعت كنند، من قبول نكردهام.
اينجا گاوميش خيلى فراوان است كه به عرادههاى بارى بستهاند. شنيدم نعلشان هم مىكنند و همچنين گاوها را نعل مىكنند. امروز تمامش ابر بود و الان كه تخميناً دو به غروب داريم، باران شديدى گرفته. اينجاها چون لب درياست گويا غالباً ابر باشد و برف يا باران بيايد. اينجا جرأت نمىكنيم حمام برويم. به جهت آنكه مىگويند ارس و مسلمانش مخلوط به هماند، و همه در يك حمام مىروند. خيال داريم كه اگر خدا بخواهد اسلامبول حمام برويم. اما مشكل به عيد نوروز برسم. زياد از اندازه چرك شدهايم. از ارض اقدس تا اينجا ديگر به حمام نرفتهايم. نزديك است از زيادتى چرك و كثافت ناخوش شويم. الان مشغول چاى خوردن هستيم. چند نفر از حملهدارها هم نزد ما هستند. زياد دلتنگم از توقف در اين خراب شده. خدا بزودى خلاصى مرحمت فرمايد.