143اين ماشين از ماشين پيش خيلى تندتر مىرفت. به روايتى گفتند از بادكوبه تا باطوم شصت منزل است و به روايتى كمتر. على اىّ حال اين مسافت دور و دراز را كه اگر كسى بخواهد با مال سوارى بيايد، دو ماه يا يك ماه و نيم بايد بيايد، ما در عرض سى يا سى و يك ساعت آمديم.
تخميناً يك به غروب مانده سوار شديم و شب را با روز بالتمام رفتيم و شب بعد را تا ساعت چهار مىرفتيم. ساعت چهار رسيديم به باطوم. سر هر منزلى به قدر پنج دقيقه يا ده دقيقه بيشتر توقف نمىكرد، مگر در تفليس كه تخميناً نيم ساعتى توقف كرد.
در عرض راه به چند شهر معروف معتبر رسيديم. اول به گنجه. بسيار شهر آباد خوش عمارت معتبرى بود. دويم به تفليس. اين شهر از بادكوبه هم مىگويند بزرگتر و آبادتر و معتبرتر است، و جمعيت آن زيادتر است. ما كه وارد در آن نشديم، همانقدرى كه از آن از روى ماشين ديديم، خيلى نقل داشت. مدت زمانى ماشين مىآمد و عمارتهاى شهر به انتها نرسيده بود. زياد از اندازه باصفا و بزرگ بود و عمارتهاى مرتفع عالى داشت، و مىگويند در وسط شهر حمامى يا حمامهايى دارد كه آبش را نبايد دستى گرم كنند. آبش از چشمه گرمى است كه حاجت به آتش كردن ندارد و از اهل اسلام و تشيع بسيار در آن هستند، و كسب و تجارت مىكنند.
حيف آنكه اينجاها به دست كفار افتاده
و همچنين به دو سه شهر ديگر خيلى معتبر گذشتيم كه سر راه ماشين بود، اما شهرهايى كه در راه نيست و قدرى مسافت دارد تا راه، يعنى يك فرسخى يا زيادتر يا كمتر بسيار است. از آن جمله شكى 1 و شيروان و غير آنها. گفتند اين دو شهر هم در راه است، اما يك فرسخى دور است از راه. اما آباديها و قريههايى كه به آنها گذشتيم از شمار بيرون بود، و همه هم معتبر و خوش عمارت و باصفا. يكى از يكى بهتر. به هر كدام مىرسيديم مىگفتيم از اين بهتر نمىشود. به ديگرى مىرسيديم، مىديديم به مراتب از پيشترى بهتر است.
مختصر اين مسافت بعيده، آبادى از آبادى قطع نمىشد. يا در طرف دست راست