113از اين جور مضمون، با اينكه در عداد ظلمه و اهل دنيا بود، اين طور اظهار عجز و خشوع كرده و بسا آنكه به همين واسطه خدا او را بيامرزد.
و در مقابل قبر او قبر حاجى ميرزا نصرالله كه يكى از اعاظم و مشاهير علما بوده مىباشد، و بر سنگ منصوب براى او برخلاف اين القاب زياده از اندازه ثبت است. نمىدانم بعد از با خاك يكسان شدن با خدا هم مىتوان اظهار فضل و جلال كرد.
بعد از حرم مطهر و اين مسجد، رواقى است در پشت سر. اطرافش از دور تا دور سنگ منقش است، يعنى منبّت كه بر روى نقشها ورق طلا زده است. و بالاى اين سنگها حاشيهاى است كه قصيدهاى به خط شكسته نستعليق نوشته است، و بالاى آن تا سقف آيينه است، و مىگويند شجاعالدوله قوچانى آئينه كرده است. و درگوشه آن در طرف دست چپ، وقت [ \ در حال] دخول مسجد زنانه است، آن هم به همين وضع و از اين رواق، كه بيرون مىآيى توحيد خانه است، و در جلو اين رواق، پنجرهاى نقره، و در نقره است. و توحيد خانه هم دور تا دورش سنگ منقّش است به نقش گل و بته، و بالاى آن حاشيه نوشته، و بعد از آن تا سقف آيينه. مىگويند ميرزا محمد خان سپه سالار سابق آيينه كرده، قبرش هم در ايوان كوچكى است كه در توحيدخانه مقابل قبر مطهر واقع است، و از بيرون اين ايوان پنجره برنج است به سمت صحن.
غالباً حقير در اين ايوان نماز مىكرديم. چونكه در پشت سر بود، و قبر مبارك هم ديده [78] مىشد، يعنى هر وقت، از ازدحام خلق در حرم و رواق نمىشد نماز بكنى، اينجا نماز مىكردم.
و در طرف پيش روى مبارك، درى است از طلا و نقره و مخطوط، از آن در وارد مىشوى در دارالحفاظ كه گويا حفّاظ َآستانه مبارك آنجا سر مىبرند، و كشيك مىكشند و از آنجا شمعدانها را تو مىبرند و بيرون مىبرند. و خزانه حضرت هم در آنجاست كه مىگويند جواهر و نفايسى دارد كه در خزانه هيچ سلطانى پيدا نمىشود.
دور تا دور اين در طلا از بيرون، از جنس همان كاشىهاى برجسته حرم، كاشى است، و بر او نوشته است به عربى و به خط ثلث كه اين روضه مقدّسه مكرّمه مباركه