97آخرت ندارند، مانع حجابى قرار مىدهيم.
امجميل آمد تا در برابر ابوبكر ايستاد و به او گفت: رفيق تو كجاست؟ ابوبكر گفت: الان اينجا بود. امجميل گفت: شنيدهام كه او مرا هجو كرده است (و مرا رسوا و دشنام داده و عيوب مرا شمرده است). قسم به خدا كه من و شوهرم شاعر هستيم و قريش مىداند كه من دخت آقاى آنهايم! 1 البته در اين نشستها گاه به ساحت مقدس پيامبر اسلام(ص) جسارت و اهانت شد، كه آن حضرت همه را بخاطر خدا وانجام هدف بلند خود به جان خريد.
2. تلاوت قرآن در حجر اسماعيل
در تفسير قمى در ذيل آيه «ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً» 2چنين آمده است:
اين آيه در بارۀ وليد بن مغيره كه پيرمردى دنياديده و باتجربه و زيرك بود و از دشمنان و مسخرهكنندگان ساحت مقدس پيامبر اسلام(ص) به شمار مىآمد نازل شد. رسول خدا(ص) در ميان حجر مىنشست و به تلاوت و قرائت قرآن مىپرداخت.
روزى قريش نزد وليد بن مغيره آمده و گفتند: ابوعبد الشمس! اين مطالب و سخنانى كه محمد مىخواند چيست؟ آيا شعر است و يا آنكه جادو است؟ و يا خطابه؟