95آنان قرار دادند.
ابوطالب گفت: شما دربارۀ اين پيماننامه حرفى نداريد؟
گفتند: خير.
ابوطالب گفت: پسر برادرم به من خبر داده است - و او هيچ گاه خلاف واقع سخن نمىگويد - كه خداوند به موريانه مأموريت داده است كه اين صحيفه را بخورد و موريانه آن را خورده است و از آن جز نام اللّٰه چيزى باقى نمانده است. (ما اين پيماننامه را مىگشاييم و اگر او راست گفته باشد معلوم مىشود كه در ادعاى خود راستگو است) و شما ديگر دست از ظلم و تعدى نسبت به ما برداريد، وگرنه ما او را به شما وامىگذاريم كه او را بكشيد.
وقتى ابوطالب اين پيشنهاد را داد همه فرياد برآوردند كه اى ابوطالب، انصاف به خرج دادى (و نيكو داورى كردى).
پيماننامه را گشودند آن را همانگونه يافتند كه رسول خدا(ص) خبر داده بود. در اين هنگام مسلمانان تكبير گفتند و رنگ چهرۀ مشركان از ناراحتى و غم دگرگون شد. 1
4. پيامبر اسلام (ص)در حجر اسماعيل
تاريخ صحنههاى گوناگونى را از حضور پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفى(ص) در حجر اسماعيل ضبط و نقل كرده است.