95اسحاق گفت: چرا، روايت مىكنم.
مأمون گفت: حديث را برايم بازگوكن، اسحاق هم حديث را خواند.
مأمون گفت: ببين، در اين حديث، پيغمبر به گردن ابوبكر و عمر، براى على(ع) حقى را اثبات مىكند، كه آن دو نفر هرگز چنين حقّى را بر على نداشتهاند (يعنى آيا بنابراين حديث، على(ع) بر ابوبكر و عمر، حق ولايت پيدا نمىكند؟).
اسحاق گفت: مردم مىگويند، اين سخن را به واسطۀ زيدبن حارثه فرمود:
(منظور اين است چون زيد غلام پيغمبر(ص) بود؛ پس على(ع) بعد از من، بر زيد ولايت و تسلط خواهد داشت!).