40
«خَيْرُ هذِهِ الأُمّۀِ بَعْد نبَيِّها ابو بكر و عمر؛ بهترين مردم بعد از پيغمبر، ابوبكر و عمر هستند.»
مأمون گفت: اين هم محال است؛ زيرا اگر پيامبر آن دو را بهترين مردم مىدانست هيچگاه عمروبن عاص و اسامۀ بن زيد را بر آنها رييس نمىكرد. علاوه بر اين، اگر اين خبر صحيح بود، على(ع) نمىگفت: پيغمبر از دنيا رفت و آن اندازه كه من به جانشينى او سزاوارم، به پيراهنم سزاوار نيستم؛ جز اين كه مىترسم مردم از دين برگردند، لذا صبر كردم.
و نيز اگر على(ع) به برترى آنها اقرار مىكرد، هرگز نمىفرمود:
چطور آنان از من بهترند، با اين كه من پيش از آنها، و بعد از آنها خدا را پرستش كردم.
[بايد دانست كه رسول خدا(ص) درطول زندگى خود هرگز على(ع) را مأمور و زيردست كسى نساخت و اين خود افتخار و امتيازى براى آن حضرت است كه تحت فرمان و رياست كسى جز پيامبر(ص) در نيامد؛ بلكه هميشه رييس ديگران و در هر جنگى، پرچمدار رسول خدا(ص) بود.
ولى ابوبكر و عمر و بسيارى ديگر از ياران پيغمبر(ص) همواره فرمانبردار ديگران بودند؛ مثلاً آن دو، در جنگ ذات السّلاسل، تحت فرمان عمروعاص بودند. گويند همين كه به ميدان جنگ رسيدند، عمروعاص دستور داد كه آتش روشن نكنند. عمربن خطاب عصبانى شد و خواست با وى گلاويز شود، ولى ابوبكر او را آرام كرد و به