378از پديدههاى جهان سخن مىگفت، مىخواست زمين را به عنوان مركز « فلك مترنّم » قرار دهد.
موارد ذكر شده منابع علمى بودند كه مىتواند پاسخگوى پرسشهاى انسان دربارۀ اين موضوع باشد. امّا پاسخ قرآن، علىرغم آنكه شكل آموزش همانند مطالب كتابهاى جهانشناسى را ندارد، لكن علايم سادهاى در برابر عقل انسان، در مسير پيشرفت علمى او، قرار مىدهد.
در آيۀ ذيل چنين مىخوانيم:
«... آيا نمىبينند كه (امر) ما به زمين مىآيد و از كنارههاى آن مىكاهيم 1...» در اين آيه دو انديشۀ متمايز بچشم مىخورد كه بايد هر يك را بهطور جداگانه مورد بررسى قرار دهيم. اوّل از جهت هندسى كه در اين آيه شكل زمين بهطور ضمنى از ذكر كلمۀ « اطراف » معيّن شده است.
دوّم از جهت « آلى » است كه صراحتاً با لفظ « ننقصها » از آن تعبير شده است.
در واقع كاربرد لفظ « اطراف » در آيه اقتضاى يك شكل دارد. امّا چه شكلى؟ واضح است كه زمين در فضا شكل رشتهاى يا مسطّح يا شش گوش و يا چهارگوش و سه گوش را ندارد. زيرا وجود كمترين برجستگى در زمين، بروشنى مفهوم سه بعدى بودن آن و در نتيجه مفهوم شكل هندسى كه در جهات سه گانه امتداد يافته را به ذهن القا مىكند. امّا تمام اشكال هندسى موجود در فضا با مفهوم « اطراف » هماهنگ نيست. بنابراين نزديكترين شكل به اين مفهوم، بهخصوص وقتى كه عبارت مكمّل « انتقاص اطراف » را در نظر مىگيريم و هنگامى كه معناى هندسۀ الارضى « دحوالقطبين 2» را در نظر مىآوريم، همان شكل « بيضوى » خواهد بود.
اين هماهنگى كه اختصاص به شكل زمين و فرو رفتگىهاى آن دارد، خاصيّت مساحتى است كه عموماً مورد اثبات علم جديد قرار گرفته است. ضمناً بايد اضافه كرد وقتى نظريّات ديگر قرآنى كه دربارۀ سيّارۀ ما سخن مىگويد با ديگر حقايق علمى