216امّا اين جامعۀ نوپا، به زودى با مشكلات فراوان قانونگذارى، دينى، سياسى و نظامى روبرو خواهد شد و طريقۀ حل اين مشكلات عظيم همان بروز و ظهور نبوغ بىنظير محمّدى(ص) است كه به وسيلۀ « وحى »اى كه دايماً از عالم ملكوت پرتو مىگيرد هدايت مىشود.
ديرى نمىپايد كه اين « مرد » از ذكاوت عجيب و دور از خطاى خويش در مورد قضاوت پيرامون موضوعات گوناگون و مسايل روانى انسانها پرده بر مىدارد و ارادۀ سستى ناپذير خود را نيز در اين مرحله بنمايش مىگذارد.
ما تاكنون گامهاى او را- چونان قدمهاى يك رسول - تعقيب كرديم، تلاش ما اين بود كه ضربان قلب و تپشهاى روحى او را درك كنيم و در اشارت و سخنهاى او، و نيز در رسالتش نشانههاى روشنى بر خشوع و ايمان و اخلاص مطلق او كشف نماييم...
اگر دورۀ رسالت پيامبر(ص) را در مكّه در شكلى ماهوى، عصر روحى بشناسيم، عصرى كه طى آن رسول خدا(ص) به ارشاد و هدايت برگزيدگان و اخيار و نيكوكاران مىپرداخت، « دورۀ مدينه » را بايد در آن واحد، عصر استمرار حركت مرحلۀ نخست بهشمار آورد و نتيجۀ موقّت آن، اين است كه پيامبرى و رهبرى هم اكنون، در يك شخصيّت جمع مىشود.
شخصيّتى كه هم مردم را به دين خدا مىخواند و هم صف مؤمنان را رهبرى مىكند.
اين نكته ضرورى است كه فن و تاكتيك رهبرى اقشار مختلف مردم، وابستۀ به حالات و خصوصيّات روانى فرد مىباشد. از آن جهت كه مشكلات جامعه تنها از طريق