215هم آن را مورد تأكيد قرار داديم، به مثابۀ شرط ضرورى است كه براى به كارگيرى آيات قرآن، چونان اسناد مطمئن روانى مىباشد. اين اخلاص بهطور آشكار و جاندارى، در اين لحظۀ خطير و حسّاس، تجلّى پيدا مىكند.
در نهايت امر آنگاه كه تعقيب كنندگان از كاوش خود نتيجهاى نگرفتند و به شهر مكّه بازگشتند، مهاجران امكان يافتند تا راه يثرب - سرزمين انصار را - كه آمادۀ استقبالى عظيم از آنان بود، در پيش گيرند.
« يثرب » نام خود را عوض مىكند و به « مدينۀ الرسول » موسوم مىگردد تا بدين وسيله بتواند خود را به تمام و كمال در خدمت اسلام و پيامبر قرار دهد 1.
زنان و كودكان، بر پشتبامها و در بلندترين سطح منازل انتظار قدوم مهاجران بزرگ خود را مىكشيدند و فرار رسيدن دورۀ جديد - دورۀ هجرت - را با سرودى كه بعد از آنها توسّط نسلهاى بعدى اسلام نيز تكرار مىشود، آغاز مىنمودند:
طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَيْنا
مِنْ ثَنَياتِ الْوَداع وَجَبَ الشُكْرُ عَلَيْنا ما دَعالِلّهِ داعِ ايُّهَا الْمَبْعُوثُ فينا جِئْتَ بِالاَْمْرِ الْمُطاع هنگامى كه مردم به اين آهنگ از هر گوشهاى بانگ برمىآوردند (و در سرور زايدالوصف طلوع ماه محمّدى (ص) دست از پا نمىشناختند - م) مهاجران و انصار اوّلين ميثاق اخوّت اسلامى را كه به مثابۀ اساس جامعۀ نو و فرهنگ جديد بود، ميان خود منعقد كردند 2.