184موجب سرور و خوشحالى بود و هم مايۀ نگرانى و اضطراب و سرگشتگى 1.
محمّد(ص) در بيابان و درنزد « حليمه » چونان گياهى نيرومند ازگياهان صحرا به رشد و نموّ خود ادامه مىدهد، امّا در دوران شيرخوارگى هرگاه او را جهت نظافت عريان مىسازند، گريستن مىآغازد 2... و حليمه هرگاه مىخواست گريۀ او را ساكت كند، به هنگام شب و به همراه وى از خيمه خارج مىگشت و نگاه كودك به مناظر زيباى ستارگان آسمان مىافتاد و گويا جاذبۀ مقاوم و مؤثّر منظرۀ آسمان ديدگان پرفروغ او را كه هنوز بر اثر ريختن آخرين قطرۀ اشك تلألؤ داشت، مجذوب خود مىساخت.
و حال كودك بزرگ شده و در اطراف خيمه و نواحى نزديك به آن با برادران رضاعى خود به بازى اشتغال دارد... و در همين حال رخداد عجيبى رخ مىنمايد كه مسير زندگى « كودك قريش » و فرزند عبدالله را تغيير مىدهد، آن رويداد چه بود؟