136پديدۀ توالد و تناسل حيوانى بهدست دهد. در اين مورد مشكلۀ جديد اين است كه مسئله اختصاص به وحدت نوع دارد و ممكن نيست اين وحدت را در « فرد » مشاهده نمود، بلكه مربوط به يك « زوج » يعنى (نر و ماده ) مىباشد، بدين جهت است كه نظام مادّى هيچگونه توجيهى را جهت اين « ازدواج » كه شرط اساسى مسئوليّت توالد و تناسل حيوانى بهشمار مىرود، ارائه نمىدهد...
اگر در اين مورد يك رويداد بيولوژيكى مخصوص به « مرد » حادث گردد، قطعاً در مورد « زن » همچنان به صورت يك « مشكله » با آن مواجه خواهيم بود!
مگر اينكه اينچنين مقرّر داريم در اصل حادثهاى مزدوج بهوقوع پيوسته كه نتيجۀ آن پيدايش يك « زوج » شايسته جهت توالد و تناسل و توليد مثل نوع انسانى شده است و عيلرغم همۀ اشكالاتى كه وجود دارد اگر ما تقرير چنين رويداد مزدوجى را عارض بر مادّه بپذيريم، بهراستى بسيار مشكل خواهد بود كه نتيجۀ آن را كه همان هدف مسئوليّت توليد مثل واحد و مشترك و متناسب ميان نر و مادّه باشد، مورد قبول و تأييد قرار دهيم!
و در هر حال هرگاه زوجيّت براى دو نوع متماثل مستقل (نوع مرد و نوع زن) در شكل خنثاى جنسى محقّق مىگرديد، شايد امكان توجيه جبريّت و حتميّت مادّه بيشتر بود... و بدين ترتيب باز نقصها و ناهمگونيهايى در سيستم مادّى وجود دارد كه عدم تناسب و ناهماهنگى آن را با اصل و بنياد اين مكتب مبرهن مىسازد. وانگهى از نظر مكانيكى ثابت شده است كه مادّه به جهت ويژگى سكون و قصور و ناتوانى ذاتى، نيازمندى تام و كاملى به « مبداء » دارد، امّا موجود و مادّۀ زنده در اين زمينه يك استثناء از قاعدۀ كلّى است، چون حيوان اين امتياز را دارد كه مىتواند حركت كرده و موضع خويش را با ارادۀ خود تغيير دهد (و حال آنكه موجود غير زنده چنين قدرت و توانايى را ندارد) و در اينجا باز هم ضعف و بىبنيهگى نظام مادّى روشن مىشود...
پديدههاى ديگرى نيز وجود دارند كه در اثبات عجيب و غريب بودن سيستم مادّى (چونان پديدههاى پيش) ما را يارى مىدهند كه از جمله تئورى عامل رنگى شدن پوست بدن رنگينپوستان است كه آيا ممكن است چنين رخدادى را به زمينۀ باطنى در سرزمينهايى كه عامل خورشيد (و نور و حرارت آن) در آنها تأثيرى عظيم و گسترده دارد، مربوط ساخته و به آن نسبت دهيم...؟ يا اينكه در محيطها و مكانهاى جغرافيايى همانندى و در همان سطح و مستوا سفيدپوستان و زرد پوستان، و يا