97در برابر غير خدا ممنوع باشد.
به طور خلاصه عبادت به دو چيز تحقق پيدا مىكند:
1 . خضوع با بيان و عمل.
2 . اعتقاد به خدايى و پروردگارى آنكه در برابرش كرنش انجام مىگيرد و عقيده به اينكه سرنوشت كلّى يا جزئى كرنش كننده، اكنون يا در آينده، به دست اوست، چه اين اعتقاد درست باشد آنگونه كه درباره خداوند است، چه باطل باشد، مثل آنچه در پرستش غير خداست. پس اگر در خضوع، چنين اعتقادى نباشد، پرستش نيست. بنابراين، عبادت، كرنشى نشأت گرفته از اعتقاد به آفريدگارى و تدبير و سررشته دارى معبود نسبت به انسان در دنيا و آخرت است.
موحّد، همان گونه كه جز خدا را نمىپرستد، در زندگى دنيوى و اخروى خود نيز جز از خداوند يارى نمىطلبد. ممكن است استعانت از غير خدا به دو صورت باشد:
1. از يك عاملِ چه طبيعى يا غير طبيعى كمك بخواهيم كه با اين اعتقاد كه كار او مستند به خداست.
2. از يك انسان يا عامل طبيعى يا غير طبيعى كمك بخواهد، با اين اعتقاد كه آن را در وجودش يا كار و تأثيرش مستقل از خدا بداند. پس در همه مراحل يارى كننده حقيقى خداوند است و از هيچ كس به عنوان اينكه يارى رساننده مستقل است نمىتوان استعانت جست، مگر از خداوند. از اين رو، استعانت منحصر به خدا شده است.
شفاعت آن است كه رحمت و آمرزش و فيض الهى از راه اولياى خدا و بندگان برگزيده او به مردم برسد. شفاعتِ مطلق، يعنى شفاعت