3930 - 36 هجرى نوشته، تا اينجا به پايان مىرسد. تاريخنگاران و مقاله نويسان بعدى آن را به عنوان يك حقيقت پذيرفته و نقل كردهاند و همه افكار و نظريهها را بر اين پايه نهادهاند و در طول قرنها و نسلها در گمان اينان، شيعه زاييده پيروان عبدالله بن سبا به شمار آمده است.
خاورشناسانى كه طفيلى سر سفره مسلماناناند در بررسىهاى خود همين فرضيه نادرست را پيروى كردهاند.
نظر محقّقان درباره اين فرضيه
1 . داستانى را كه طبرى آورده است، با چشمپوشى از ناشناختههايى كه در سند آن است، به افسانه و خرافات شبيهتر است؛ زيرا باور كردنى نيست كه يك يهودى در زمان خلافت عثمان از صنعا بيايد و مسلمان شود و بزرگان صحابه و تابعين را بفريبد و همه جا بگردد و هستههاى ضدّ عثمان تشكيل دهد و آنان را به مدينه آورده و بر ضدّ خلافت اسلامى بشوراند، آنگاه در برابر ديدگان صحابه و تابعين به خانه خليفه يورش آورند و او را به قتل برسانند.
اين قصّه كرامت مسلمانان و صحابه و تابعين را نيز زير سؤال مىبرد و آنان را به صورت گروهى ساده ترسيم مىكند كه فريب يك يهودى نيرنگ باز را كه تظاهر به مسلمانى مىكند بخورند، بىآنكه او را بشناسند، در حالى كه ميان مسلمانان، بزرگان و آگاهان و انديشمندان حضور داشتند.
2 . بررسى سيره عثمان و معاويه نشان مىدهد كه آنان هرگز اجازه نمىدادند كه مخالفانشان در مناطق اسلامى بگردند و تبليغات عليه آنان