273مىكند و گروه اندكى از جمله حلبى در كافى گفتهاند كه مكروه است. 1
با آنكه غير از مالكيه، مذاهب ديگر خيلى تلاشكردهاند، ولى هيچ دليلى قانع كننده بر جواز آن در نماز ندارند، تا چه رسد به اينكه مستحب باشد. بلكه مىتوان گفت دليل بر خلاف آنان است و رواياتى كه چگونگى نماز پيامبر(ص) را تبيين مىكند چه از شيعه چه از اهل سنت، از اين نكته خالى است و ممكن نيست پيامبر خدا(ص) در طول زندگى يا اغلب دوران عمر، انجام اين مستحب را ترك كرده باشد.
دست به روى دست گرفتن در نماز، بدعتى است كه پس از رحلت رسول خدا(ص) پديد آمده است. در اين مسأله به دو حديث صحيح، يكى از طرق اهل سنت و ديگرى از طرق شيعه تكيه مىكنيم.
1. حديث ابوحميد ساعدى
ابوحميد ساعدى گفت: آيا شما را از كيفيت نماز پيامبر آگاه كنم؟ گفتند: براى چه؟ تو كه بيش از ما و پيش از ما از آن حضرت تبعيت و همراهى نداشتهاى؟! گفت: آرى. گفتند: پس بيان كن. گفت:
وقتى رسول خدا(ص) به نماز مىايستاد، دستها را تا برابر دوش خود بالا مىآورد، سپس تكبير مىگفت تا همه اعضايش قرار و آرام مىگرفت، قرائت حمد مىكرد. تكبير مىگفت و دستها را تا برابر دوشها بالا مىآورد، سپس به ركوع مىرفت، كف دستها را بر زانوها مىگذاشت و سرش را متعادل نگه مىداشت، سر بلند مىكرد و مىگفت:
«سَمِعَ الله لِمَن حَمِده» ، دستها را تا محاذى دوشها بالا مىآورد و كاملاً