51را « شيخ قبيله » مىناميدند. 1مورّخان، اعراب را به دو دسته بائده و باقيه تقسيم كردهاند:
1. اعراب بائده: اقوام از بين رفته و نابود شده، مثل قوم عاد، ثمود، جديس، أميم، جاسم و عبيل را اعراب بائده گويند.
2. اعراب باقيه: اعرابى را كه نسل آنها باقى مانده است، اعراب باقيه مىنامند. آنها خود به دو دسته تقسيم مىشوند:
الف. اعراب عاربه: يعنى اعراب خالص و اصيل.
ب. اعراب مستعربه: اعراب ناخالص و پيوسته با ديگران.
ساكنان منطقه جنوبى عربستان، خود را از نژاد « يعرب بن قحطان » فرزند پنجم نوح و عربِ خالص معرفى مىنمودند، به همين جهت به «قحطانيان» شهرت يافتهاند. ولى ساكنان منطقه شمالى و مركز شبه جزيره را از نژاد « عدنان » نواده حضرت اسماعيل(ع) مىشناسند و آنان را «عدنانيان» مىخوانند. قحطانيان را اعراب عاربه و عدنانيان را عربهاى مستعربه مىنامند. 2از نظر پيشينه تاريخى، نخست در قسمت جنوبى اين كشور به علت دارا بودن آب و هواى مساعدتر، تراكم جمعيت بيشتر بوده و شهرنشينى نيز در آن قسمت پديد آمده است؛ به گونهاى كه مناطق حاصلخيز يمن در تاريخ شهرت دارد. اما در قسمت شمالى به علت خشكى و غير قابل سكونت بودن، كوچنشينى رواج داشته است.
متروكشدن راه بينالمللى «بخور» به دليل توجه دريانوردان رم به اقيانوس هند و كاسته شدن از اهميت راه جنوب، همچنين به علت شكستن سدّ بزرگ
« مأرب » در جنوب و... ، موجب مهاجرتهاى گسترده در اين شبه جزيره گرديد؛