107انگلستان و منافع شخصى خود با بسيارى از رهبران عرب، روابط نزديك برقرار كرده بود.
اكنون وقت آن بود كه انگلستان، دولت رياض و حجاز را به جان هم بيندازد؛ لذا به عبدالعزيز پيشنهاد كرد كه شريف حسين امير مكه را از حجاز بيرون راند، شريف حسين نيز با غرور و نخوتى كه داشت، از حج گزاردن مردم نجد جلوگيرى كرد و بدين سان روابط رياض و حجاز به تيرگى گراييد.
هاشميان حجاز با وعده بريتانيا در مورد حكومت بر منطقه هلال خصيب، از خطر آلسعود غافل شده بودند و عبدالعزيز پس از گرفتن فتوا از شوراى علماى وهّابى مبنى بر محكوميت شريف حسين و شايستگى عبدالعزيز براى اداره امور حرمين در سال 1341 ه. ق/ 1923 م مقدّمات لازم براى تهاجم را تهيه و در سال 1342 ه. ق/ 1924 م با لشكرى بزرگ به حجاز حمله نمود و بعد از كشتارهاى طائف و مدينه، ملك حسين، شريفِ مكّه را كه به نفع فرزندش على كنارهگيرى كرده بود، شكست داد و شهر مقدس مكّه و مدينه و ساير بلاد حجاز را تصرف كرد.
با توطئه تازه انگليسىها براى ايجاد و توسعه منازعات خونين ميان اعراب، يگانهايى از ارتش اردن به حجاز فرستاده شد كه بر منطقه معان عقبه دست انداخت. در نوامبر 1925 م بريتانيا انعقاد پيمانى با اردن را به آلسعود تحميل كرد كه بر اساس آن، بايد رياض از دشتى كه نجد و سوريه را به هم وصل مىكرد، چشم پوشيده و آن را به اردن واگذار مى نمود.
انگلستان در برابر كسب حق داورى در باره اختلافات مرزى نجد و عراق كمك مالى خود را به فرمانرواى تازه حجاز، شريف على قطع نمود.
سعوديان در سال 1926 م امير حسن را از عسير بيرون راندند و با جانشين او پيمان بستند اما پس از چهار سال منطقه عسير را به حكومت خود ملحق كردند.
پس از اين تصرفات، نخست عبدالعزيز ابن سعود خود را « پادشاه حجاز و