85اندوهگينيم.» 1
اين اولين و آخرين گريۀ حضرت در مصيبت عزيزانش نبود، بلكه در سوگ پسرش طاهر هم گريست و فرمود: چشم، اشك مىريزد و اشك غالب مىگردد و دل محزون مىشود، ولى خداى متعال را نافرمانى نمىكنيم. 2
مرحوم علامۀ امينى در كتاب «الغدير» موارد فراوانى را گردآورى كرده است كه پيامبر، اصحاب و تابعين بر مردهها و عزيزانشان هنگام فقدان آنان گريستهاند. وى مىنويسد:
چون حضرت حمزه شهيد شد و خواهرش صفيه دختر عبدالمطلب در پى او آمد، انصار نگذاشتند وى بر سر جسد برادرش بيايد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آزادش بگذاريد. صفيه كنار جسد نشست و همراه با گريه و نالۀ صفيه، پيامبر هم مىگريست و مىناليد. فاطمه عليها السلام هم مىگريست و با گريۀ او پيامبر هم گريه مىكرد و مىفرمود: هرگز داغى چون داغ تو نخواهم ديد. 3
چون رسول خدا صلى الله عليه و آله از احد برگشت، زنان انصار بركشتههاى خود گريستند خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، فرمود: ولى حمزه گريه كننده ندارد.
انصار برگشتند و به زنانشان گفتند، بر هركس كه خواستيد گريه كنيد، اول بر