239دست به روى دست گرفتن در نماز، بدعتى است كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله پديد آمده است. در اين مسأله به دو حديث صحيح، يكى از طرق اهل سنت و ديگرى از طرق شيعه تكيه مىكنيم.
الف: حديث ابوحميد ساعدى
ابوحميد ساعدى گفت: آيا شما را از كيفيت نماز پيامبر آگاه كنم؟ گفتند: براى چه؟ تو كه بيش از ما و پيش از ما از آن حضرت تبعيت و همراهى نداشتهاى؟! گفت: آرى. گفتند: پس بيان كن. گفت:
وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله به نماز مىايستاد، دستها را تا برابر دوش خود بالا مىآورد، سپس تكبير مىگفت تا همۀ اعضايش قرار و آرام مىگرفت، قرائت حمد مىكرد. تكبير مىگفت و دستها را تا برابر دوشها بالا مىآورد، سپس به ركوع مىرفت، كف دستها را بر زانوها مىگذاشت و سرش را متعادل نگه مىداشت، سر بلند مىكرد و مىگفت:
سَمِعَ اللّٰه لِمَن حَمِده، دستها را تا محاذى دوشها بالا مىآورد و كاملاً مىايستاد. اللّٰه اكبر مىگفت و به سجود مىرفت، دستها را از پهلوهايش فاصله مىداد، سر از سجده بلند مىكرد، متمايل به روى پاى چپ مىنشست و هنگام سجود انگشتان پاها را از هم باز مىكرد، دوباره به سجده مىرفت و از سجده بر مىخاست و اللّٰه اكبر مىگفت، باز هم متمايل به روى پاى چپ قرار مىگرفت، ركعت ديگر هم همين گونه عمل مىكرد. پس از دو ركعت، تكبير مىگفت و دستها را تا برابر دوشها بالا مىآورد مثل آنگونه كه در آغاز نماز داشت، بقيۀ نماز را نيز همين گونه انجام مىداد، در سجدۀ آخر كه سلام در آن است، پاى چپ را عقب