175خودش حلال باشد، مانعى نيست كه مردم بر محور آن هماهنگ شوند و آن را رسم و عادتى كنند كه در مناسبتها عمل شود. ولى آن چه حرام باشد، اگر رسم و عادت رايج شود، مثل حضور زنانِ بىحجاب و آرايش كرده در مجالس مردانه كه براى استقبال يا مهمانى برگزار مىشود، اين خودش ذاتاً حرام است نه به عنوان بدعت شرعى و دخالت در امور دين و تشريع برخلاف شرع، بلكه گناهى است كه رواج يافته، ولى نه به اسم دين و شريعت.
يك سرى امور اعتقادى يا احكام عملى است كه به بدعت بودن متهم مىشود، با آنكه در قرآن و حديث، چه به صورت خاصّ يا عام، اصل و ريشه دارد، براى روشن شدن مسأله، به اختصار به اين امور مىپردازيم و ريشههاى شرعى آن را هم ياد مىكنيم.
الف - تقيّه هنگام ترس بر جان و مال
تقيه آن است كه مسلمان وقتى بر جان و مال و آبروى خويش بيمناك باشد، عقيدۀ خود را پنهان دارد. اين مورد اتفاق همۀ مسلمانان است و از قرآن و سنت گرفته شده است.
جواز تقيه، افزون بر دليل نقلى، بر مبناى عقل هم صحيح و لازم است، چون از سويى حفظ جان و مال و آبرو واجب است و از سوى ديگر اظهار عقيده و عمل بر طبق آن عقيده يك وظيفۀ دينى است. ليكن در صورت تعارض اين دو تكليف واجب، عقل حكم مىكند كه انسان وظيفۀ مهمتر را بر مهم مقدم بدارد.
تقيه سلاح ضعيفان در برابر زورمندان فاسق است، اگر تهديد و