135عبدالعزيز، همه اهل ستم بودند، هم از غير بنىهاشم بودند و پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده كه همه از بنىهاشماند (در روايت عبدالملك از جابر). همچنين نمىتوان بر خلفاى بنىعباس حمل كرد، چون هم تعدادشان بيش از آن عدد است، هم قول خداى سبحان را كه اجر رسالت را مودّت خويشاوندان پيامبر صلى الله عليه و آله قرار داده است و هم حديث كساء را، كمتر مراعات كردند. پس ناچار بايد بر امامان دوازدهگانه از اهلبيت و عترت او حمل شود، چون آنان داناترين اهل زمان خويش بودند و از همه بزرگوارتر، پرهيزكارتر، با تقواتر، با شرافتتر و از نظر حسب و نسب از همه برتر و نزد خدا از همه گرامىتر بودند و علوم آنان از طريق پدرانشان به جدشان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وصل بود و با وراثت، علم لدنى داشتند.
خصوصيات ياد شده در روايات، در ميان امت اسلامى جز در ائمۀ دوازدهگانه كه نزد شيعه و سنى معروفند، يافت نمىشود، به ويژه آن چه دلالت مىكند كه وجود امامان تا پايان روزگار باقى است و روشن است كه آخرين امام، مهدى منتظر عليه السلام است كه ظهور او از نشانههاى قيامت به شمار مىرود.