96و همچنين مىگويند كه: رسول گفت:
فاطمةُ بَضعَةٌ منّي يُؤذيني مَن أذاها و يَسُرّني مَن سَرّها [مستدرك حاكم: 159/3]؛ و مىگويند كه: على به ابوبكر گفت كه: اگر دو مرد گواهى دهند بر فاطمه به چيزى كه موجب حدّ باشد، تو كه ابوبكرى حدّ خدا بر وى مىرانى؟ گفت: البتّه حدّ مىزنم. اميرالمؤمنين گفت: پس به خلاف قول خدا كرده باشى و در قرآن عاصى شدهاى. ابوبكر گفت: چرا يا علىّ! اميرالمؤمنين گفت: زيرا كه حق تعالى اقامه شهادت كرد به طهارت و عصمت او به آيه:
إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
(احزاب:33) ابوبكر خاموش شد.
تنبيه
صالحانى اصفهانى و ابوبكر شيرازى و ابوبكر بن مردويه اصفهانى و قطّان اصفهانى و امثال ايشان در كتب خويشتن ذكر كردهاند كه «وَ الَّذِي جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ » (زمر:33) علىّ است، و صادق «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجٰالٌ صَدَقُوا مٰا عٰاهَدُوا اللّٰهَ عَلَيْهِ (احزاب:23) علىّ است، و « أُولٰئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ » (حديد:19) علىّ است و حمزه وحسن و حسين، و صادقان «وَ كُونُوا مَعَ الصّٰادِقِينَ » (توبه:119) علىّ است و حسن و حسين و جعفر و حمزه، «لِسٰانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ » (شعراء:84) علىّ است.
عن ابن مردويه:ِ فِي قَوْلِهِ «وَ اجْعَلْ لِي لِسٰانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ » عُرِضَتْ وَلَايَتُهُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ عليه السلام فَقَالَ:
اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ مِنْ ذُرِّيَّتِي فَفَعَلَ اللَّهُ ذَلِك [بحار: 57/36].
يعنى: روايت است از ابن مردويه اصفهانى كه ولايت علىّ عليه السلام بر ابراهيم پيغمبر عرض كردند. گفت: بار خدايا! وى را از فرزندان من كن. خداى تعالى هم چنين كرد.
و «الصراطُ المستقيم» در فاتحه او است و اهل بيت او، و هر صدق و صادق كه در قرآن است على است و اهل بيت او. صادقى به نصّ خدا چگونه