92نام داشت، و نام تير وى موتصله از براى فال اين نام داشت تا به دشمن رسد؛ ونام سپر وى زلوق بود از براى آن كه سلاح دشمن كه به وى رسيدى از آن بلغزندى و بازنايستادى؛ و نام خُودِ وى ذوالسُّبوغ بود و سبوغ، تمامى بود؛ ونام عمّامه وى سحاب بود از براى آن كه كشيده بود در هوا؛ و نام عَلَم وى عقاب بود از جهت آن كه عَلَمى بزرگ بود، و آن عَلَم سياه بود و ديگر عَلَمهاى وى سفيد بودند و بودى كه سياهى در ميان آن بودى؛ و استرى داشت سفيد كه آن را دلدل گفتندى از جهت آن كه بىآرام و بىسكون بودى، و مُقَوقِس پادشاه اين استر را به هديه به جهت پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرستاده بود و او به علىّ عليه السلام بخشيد و بعد از علىّ، حسن عليه السلام داشت و بر وى سوار مىشد و بعد از وى امام حسين عليه السلام بر وى مىنشست؛ و استرى ديگر داشت ابليّه نام، از براى آن كه از دهى بود در شام نام او ابُلّه و نام خر وى يعفور بود از براى آن كه خرى سفيد بود و سرخى بر وى غالب؛ و مادّه شترى داشت نام وى قصوا و بعضى ديگر عضبا [صهبا] مىگويند، و قصوا آن بود كه بعضى از گوش وى بريده باشند و عضبا آن باشد كه گوش وى را شكافته باشند؛ وگوسفندى داشت ميشينه، نام وى غوثه و مادّه بزى داشت نام وى يُمن و نام ركو [ظرف آب] وى صادر بود؛ و نام كمانى ديگر از وى سداد؛ و تيردانى ديگر نام وى جمع؛ و زرهى ديگر نام وى ذات الفضول؛ و آينهاى داشت نام آن مُدلّه؛ و مِقراضى داشت نام وى جامع؛ و قضيبى داشت از درخت شوحط، نام وى ممشوق؛ و سپرى بزرگ داشت نام وى وفر؛ و نيم نيزهاى داشت نام وى بيضا؛ و شبه تغارى داشت كه از سنگ بود، نام وى مخضب.
مقصود كه ازرسول صلّى الله عليه وآله از اين اجناس كه بازمانده بود، اميرالمؤمنين و فاطمه عليها السلام متصرّف اين چيزها شدند. بعضى در حال حيات و بعضى بعد از وفات او، بىمانعى و منازعى، و هيچ صحابهاى معارض ايشان نشد.
عجب كه [44] اگر حديث كذب و افترا نبود، چرا به اين چيزها متصرّف