82زهرا عليها السلام حيا بودى. نعوذ باللّه من سُوءِ التّوفيقِ والخِذلانِ والْحمدُ للّه علي ما هدانا و ما كنّا لِنَهتَديَ لَولا أن هَدانا اللّه والحمد للّه علي كلّ حالٍ.
الخبر السابع:
روايت كنند كه رسول گفت:
إنّا مَعاشِرَ الأنبياء لا نَرِث و لانُوَرِّث و ما تَرَكناه صَدَقةً، يعنى: به درستى كه ما جماعت پيغمبران ميراث نمىگيريم از ديگرى و از ما ميراث نگيرند و هر چه بگذاريم آن صدقه باشد.
الاشكال عليه:
در ولايت مازندران عامّه به افواه گويند كههر كه مناره خواهد دزديدن، اوّل چاهى به قدر آن به دست آرد، اختبا و اختفاى آن را؛ و اين معنى بعينه در كلام مجيد: وَ لاٰ رَطْبٍ وَ لاٰ يٰابِسٍ إِلاّٰ فِي كِتٰابٍ مُبِينٍ (انعام:59) انزله شد. حيث قال: و لو أرادوا الخروج لأعدّوا له عُدّة. لابد هر كه خواهد كه عترت رسول را منكوب گرداند، و اخماس عالم از ايشان باز ستاند، و املاك ايشان به غصب به دست فرا گيرد، كمتر از اين نشايد بود. هم علّتى و سببى از بهر خوف عامّه به دست نبايد نهادن، امّا شايستى [39] كه چون چنين سيئه را مرتكب خواستند شدن، افترا بر رسول نكردندى و ازحديث
سَيَكثُرُ عَلَي الكَذِبة و مَن كَذِبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَليَتَبَوّأ مَقعَدَهُ مِنَ النار خوفى حاصل شدى ايشان را. ظنّم چنان است كه آن طايفه از آن جماعت بودند كه ايشان را دهرى گويند، و به حشر و بحث و ثواب و عقاب اعتقادى و تصديقى ندارند، و گويند: وَ مٰا يُهْلِكُنٰا إِلاَّ الدَّهْرُ (جاث-يه:24) لكن در صورت بهانه مىبايست، وسيله به مفتريات ساختند كما قال: اتَّخَذُوا أَيْمٰانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ (مجادله:16)؛ و جمعى ديگر بر آن اهانت كردند، كما قال اللّه تعالى: وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْكٌ افْتَرٰاهُ وَ أَعٰانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً (فرقان:4) امّا جرم ايشان نبود، بلكه جرم ديوار خانه پدر بود و شيطان كه شريك پدر وى شده بود. كما قال: وَ شٰارِكْهُمْ فِي الْأَمْوٰالِ وَ الْأَوْلاٰدِ (اسراء:64)