76[نك: بحار: 374/16 با تفاوت بسيار كه مواردى از اضافات در كروشه افزوده شده است.]
يعنى: اى مردمان! از خدا بترسيد سزاوار ترسيدن، و نبايد كه بميريد الاّ در حالت اسلام، و بدانيد كه خداى تعالى به همه چيزى دانا و آگاه است؛ و زود باشد كه پس از من گروهى چند پيدا شوند دروغها بر من نهند و از من بازگويند كه من گفتم، و مردمان از ايشان قبول كنند، و معاذ اللّه كه من حق گفتم، و حقّ و راست گويم، و نفرمودم شما را الاّ آنچه حق تعالى مرا فرمود، و نخواندم شما را الاّ به آنچه حق تعالى گفت، و زود باشد كه ظالمان امّت من در دركات دوزخ مآب و مرجع خود ببينند.
چون پيغمبر صلّى الله عليه وآله اين بگفت، عبادة صامت برپاى خاست و گفت: يا رسول اللّه! اين كى باشد، و اين گروه كه دروغها بر تو بندند كيستند؟ ما را آگاه كن تا ازيشان حذر كنيم و بپرهيزيم.
پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود: قومى چند باشند كه امروز كارسازى آن مىكنند، و زود باشد كه ظاهر كنند وقتى كه جان من بدينجا رسد و اشاره كرد به دست خود به حلق خود، يعنى چون مرا وفات رسد اين چيزها ظاهر كنند.
عباده گفت: چون چنين باشد ما پناه به كه دهيم [بريم] ، و دست در كه آويزيم؟
پيغمبر صلّى الله عليه و آله گفت: شما پناه به سابقان عترت من دهيد كه علم از نبوّت من فرا گرفتهاند، و مطيع و فرمانبردار ايشان باشيد، و دست در ايشان زنيد كه ايشان شما را از طريق ضلالت باز دارند و به راه خير و صواب دعوت كنند، و ايشان اهل حقّند، و معدنِ صدق كتاب خدا و سنّت من. ايشان محافظت كنند و شما را از الحاد و بدعت دور دارند، و اهل باطل را خوار و ذليل كنند به راستى و حقّ، و ميل به اهل جهل و غفلت نكنند. اى مردمان! خداى تعالى مرا و اهل بيت مرا از اصل و طينتى آفريد كه جز ما را از آن اصل و طينت نيافريد. اوّل چيزى كه خدا آفريد، نور ما بود، و چون خداى تعالى نور