61كه گفته شد در شأن علىّ، و از اين هيچ يكى در ايشان نبود الاّ كه صاحب رسول بودند، و دراين باب نيز على با ايشان شريك بود، و ادنى صحابه با ايشان مساوى.
و فيه عن كعب الاحبار قال:
لمّا أدرك إبراهيم الوفاة جَمَع أولاده و هم يومئذٍ ستّة ودَعا بتابوتٍ فَفَتَحَهُ و قال: أيُّها الأولاد! انظُروا إلي هذا التابوت. قال: فَنَظَرُوا فيذلك، فَرَاوا بُيُوتاً بعدد الأنبياء كلِّهم و صورةَ كلِّ واحدٍ منهم و حِليتهم و في آخرهم بيت محمّدٍ من ياقوتة حمرآء، فإذا هو قائمٌ يُصلّي و حولَه أماثل أصحابه و من بين يديه عليّ بن أبي طالب و سيفُهُ علي عاتقه مكتوبٌ علي جَبينه هذا وصيّ نبيّ و أخوه و ابن عمّه المؤيَّد بنصره و حوله عُمُومته النّقباء و الكواكَبَةُ الخضرآء و هم أنصارُ الله و أنصارُ رسوله يسطع النور من حوافر دوابهم يوم القيامة مثلَ نورِ الشمس في دار الدنيا، و روي: ثمّ فتح باباً آخر فإذا فيه صورة بيضآء حَسَنُ الوجه، حَسَنُ القامة، يعلق وجهه النّور [29] فقال: هل تَعرِفُون هذا؟ هو محمّد رسول آخر الزمان و محبّي ملّةَ أبيكم.
يعنى: در كتاب مجتبى است روايت از كعب أحبار كه او گفت: در آن زمان كه ابراهيم را وفات نزديك رسيد، فرزندان خود را جمع كرد - و ايشان شش كس بودند - و ابراهيم تابوتى بطلبيد و آن را بگشود و گفت: اى فرزندان! بنگريد در اين تابوت. ايشان در آن تابوت نظر كردند. در وى خانهها ديدند به عدد همه پيغمبران، و صورت پيغمبران و نشان ايشان، و در آخر ايشان خانه محمّد صلّى الله عليه و آله ديدند از يك دانه ياقوت سرخ، و صورت محمّد صلّى الله عليه و آله ديدند كه ايستاده بود و نماز مى گزارد و گرداگرد وى گزيدگان اصحاب وى بودند، و در پيش وى صورت علىّ بن ابى طالب ديدند، و شمشير وى بر دوش خود گرفته بر پيشانى وى نوشته كه: اين وصىّ پيغمبر آخر زمان است و برادر وى و پسرعمّ وى، مؤيد به نصرت كردن او، و گرداگرد او عَمّان او بودند، مهتران و گزيدگان، و گروهى سبزپوشان، و ايشان ياران خدايند و ياران رسول او، يعنى كسانى كه نصرت خدا و رسول دهند. چون روز