214وى را از آن معزول گرداند. لكن يُمكن كه اين حال چون حال عزل اداى برائت بوده باشد تا عالميان را معلوم شود كه وى لايق تقدّم و اقامت و اداى قرآن بر خلق نيست.
پنجم: آن نماز خاتمه نماز رسول بود. اگر اقتدا به وى كرده بودى، لازم آمدى كه وى مأموم بمرده باشد و مُقتدى، نه امام و مقتدا [113].
رسول در فتح مكّه نماز پيشين و ديگر در مسجد الحرام به جماعت بكردى، و باقى نمازها را به اجازت رسول عتّاب بن اسيد گزاردى. چند روز چنين بود. پس عتّاب به امامت از وى اولىَتر.
و نيز ناصبيان مىگويند كه: در قبيلهاى از مدينه مخاصمتى افتاده بود. رسول پيش ايشان رفت و ميان ايشان را صلح بداد. چون باز آمد، نماز شام دير شده بود. صحابه عبد الرّحمان عوف را مقدّم كرده بودند. پس رسول درآمد و اقتدا به وى كرد. چون سلام باز داد، مردم در قيل و قال آمدند. رسول گفت: نه. هيچ رسولى از دنيا رحلت نمىكند الاّ كه يك نوبت در عقب يكى از امّت خويش نماز بكند. عبدالرّحمان به امامت اولىَتر، زيرا كه رسول و جمله صحابه به وى راضى شدند، و دست وى را گرفته باز پس نيانداخت، چنان كه از آن ابوبكر شد.
و نيز از قول سنّيان كه: رسول صلّى الله عليه وآله گفت: الصلاة جائزةٌ خلفَ البرِّ و الفاجر، يعنى: نماز روا است در پس مرد نيك و فاجر بىسامان كار. و مىگويند: صَلُّوا خلفَ كلِّ برّ و فاجر، يعنى: نماز بگزاريد در پس هر مردى نيك، و در پس هر مرد بدى و فاجرى. بنابراين حديث، چرا جايز نبود كه ابوبكر ... بوده باشد، و به نزديك ايشان امامت خاص و فاجر منعقد گردد. لكن امامت عام را ظاهراً صلاحيّت شرط است. پس نماز به جماعت كردن دلالت امامت عام نمىكند.
و امام صالحانى اصفهانى در كتاب مجتبى آورده است: عن أبى الجعد:
أنَّهُ ذَكَرَ النَّبِيُّ صلّى الله عليه وآله خُرُوجَ بَعْضِ امّهات المؤمنينِ فَضَحِكَتْ عَائِشَةُ