208و در مترجم اخبار از آن جاراللّه علاّمه زمخشرى آمده است روايت از ابوذر كه: اگر شما چندان نماز بگزاريد كه همچون كمانها شويد كه هيچ سود به شما ندهد تا آن كه آل پيغمبر خدا را دوست داريد.
و در كتاب صحيح بخارى آمده است روايت از اسامه زيد كه وى گفت: به درستى كه پيغمبر خدا عليه السلام من و حسن را در بر گرفته بود و مىگفت: بار خدايا! به درستى كه من ايشان را دوست مىدارم. پس تو ايشان را دوست دار.
و در اين كتاب است روايت از بعضى ايشان كه وى گفت: من پيغمبر خدا را ديدم، و حسن بن على را ديدم بر دوش پيغمبر صلّى الله عليه وآله، و پيغمبر صلّى الله عليه وآله مىگفت: بار خدايا! من وى را دوستدارم، تو نيز وى را دوست دار.
و في الصحيح لمحمّد بن اسماعيل البخارى: قال النّبي عليه السلام:
الأنصار لا يُحبّهم إلاّ مؤمنٌ و لا يُبغضهم إلاّ منافق فَمَن أحَبّهم أحبّهُ اللّه و مَن أبغَضَهم أبغَضَهُ اللّه
[بخارى: 223/4].
و فيه عنه عليه السلام:
آية الايمان حُبُّ الأنصار و آيةُ النّفاق بُغض الأنصار
[بخارى: 10/1].
و فيه عنه عليه السلام للأنصار:
أنتم أحبُّ الناس إليّ،
[بخارى: 223/4].
يعنى: در كتاب صحيح از محمّد بن اسماعيل بخارى آمده است كه پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود كه: قوم انصار دوست ندارد ايشان را الاّ مؤمن، و دشمن ندارد الاّ منافق. هر كه ايشان را دوست بدارد خدا وى را دوست دارد، و هر كه ايشان را دشمن دارد خدا وى را دشمن دارد.
و در اين كتاب است روايت ازپيغمبر صلّى الله عليه وآله كه وى گفت: نشانه ايمان دوستى انصار است، و نشانه نفاق دشمنى انصار است.
و در اين كتاب است روايت از پيغمبر عليه السلام كه وى گفت به انصار كه: شما دوستترين مردمانيد به نزديك من.